خرید بک لینک

 اس ام اس انگلیسی با ترجمه فارسی 

 


A deep friend is like rainbow

When the perfect amount of happiness and tears are mixed
The result is a colorful bridge between 2 hearts

یه دوستی حقیقی مثل رنگین کمونه
وقتی شادی و اشک با هم ترکیب بشن
نتیجش پلی میشه بین دو تا قلب


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Beauty is start of life
Beauty is art of life
Risk is part of life
And good friend is heart of life

زیبایی شروع زندگیه زیبایی هنر زندگیه
خطر کردن قسمتی از زندگیه و یه دوست خوب قلب زندگیه

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Whenever I miss You , Stars falls down from the Sky
So any day if you find the sky empty , Don't blame me
It's all your fault ; You made me Miss You So Much
وقتی تنها میشم ، آسمون از ستاره خالی میشه
پس هروقت آسمون رو خالی دیدی ، منو لعنت نکن
این اشتباه توئه که باعث شدی خیلی تنها باشم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Friend : Someone who tells you things while you are alive
Things that others tell after you die
دوست واقعی چیزایی رو توی زندگی بهت میگه
که بقیه بعد از مردن در موردت میگن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

if u say run ، i will ask how far
if u say jump ، i will say how high
if u say swim ، i will say how deep
if u say go away ، i will say no way
اگه بگی بدو !!! من میگم تا کجا ؟
اگه بگی بپر !!! من میگم چقدر ؟
اگه بگی شنا کن !!! من میگم توی چه عمقی ؟
اگه بگی برو ، من میگم هیچ راهی وجود داره !!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Friendship is not a game to play
It is not a word to say
It doesn't start on March and ends on May
It is tomorrow, yesterday, today and everyday
دوستی بازی کردن نیست
گفتن یک کلمه نیست
دوستی مثل سفر نیست که آغاز و پایان داشته باشه
دوستی فرداست ، دیروزه و همیشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

A good friend is like a computer
Enter your life , Save you in their heart
Format your problam
Shift ' you to opportunities
&
Never delete you from memory
دوست خوب مثل کامپیوتره
وارد زندگی میشه
تو رو توی قلبش ذخیره می کنه
مشکلاتت رو فرمت می کنه
تو رو به خوشبختی ارسال می کنه
و
هرگز از حافظش پاکت نمی کنه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Moon said to me , if your friend is not messaging you why dont you leave your friend
I looked at moon and said does your sky ever leave you when you dont shine
ماه به من گفت : چرا دوستی رو که یادی ازت نمیکنه رو فراموش نمی کنی
به ماه نگاه کردم و گفتم : مگه وقتی تو نمیدرخشی ، آسمون تو رو فراموش می کنه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

A true friend is not like rain which rain and leave away
A true friend is like air
Sometimes silent but always around you
یه دوست حقیقی مثل بارون نیست که بباره و قطع بشه
یه دوست حقیقی مثل هواست
اگرچه ممکنه ساکت باشه ولی همیشه کنارته

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دکتر شریعتی
نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگی ام را اجدادم!
دیگر بس است، راهم را خودم انتخاب می کنم....
My father chose my name,  and my last name was chosen by my ancestors
That’s enough, I myself choose my way
Dr. Ali Shariati

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
مهاتما گاندی
تو باید تغییری باشی که آرزوی دیدنش را در جهان داری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دکتر شریعتی
در شگفتم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم زندگی می کنند
 و بر حسینی می گریند که آزاد زیست
I am surprised by the people who they themselves live under the lash of injustice
and cry for "Husayn" who lived free
Ali Shariati
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اُرُد بزرگ
سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند
 به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند
 فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند
The country which forgets its own legends
tries to satisfy itself by other countries' legends
Children of such a dynasty are open and vulnerable
 Great Orod

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انیشتین
دستت را برای یک دقیقه روی بخاری بگذار این یک دقیقه برای تو مثل یک ساعت می گذرد
با یک دختر  خوشگل یک ساعت هم نشین باش این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه می گذرد و این همان قانون نسبیت است
Put your hand on a hot stove for a minute, and it seems like an hour
Sit with a pretty girl for an hour, and it seems like a minute
That's Relativity
Albert Einstein

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
هوارد بسکرویل
تنها تفاوت بین من و این مردم مکان تولد من است و این تفاوت بزرگی نیست
The only difference between me and these people is my place of birth
and this is not a big difference
Howard Baskerville
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دیپاک چوپرا
از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی
 Stop judging others in order to meet composure

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

My eyes miss u
My feel Love u
My hands need u
My mind calls u
My heart just 4 u
My life is u
" I LOVE U "
sender : Arash 0938***1791
چشمان من تو را کم دارد
احساس من تو را دوست دارد
دستان من به تو نیازمند است
ذهن من تو را می خواند
قلب من فقط برای توست
زندگی من تو هستی
" دوستت دارم"

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Those iocent eyes .. a great smile .. the perfect walk .. smoothest talk .. absolutely gorgeous .. that's enough about me .. so how are u doing?
آن دو چشم معصوم .. خنده های زیبا ، راه رفتن بدون عیب و نقص ... حرف های آرام و باوقار ... کاملا شگفت انگیزند ... خوب تعریف درمورد من کافیه... تو چطوری هستی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

If you judge people , you have no time to love them.
اگر درمورد دیگران قضاوت کنی وقتی برای ابراز علاقه به آنها پیدا نمی کنی

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 17 / 6 / 1391 ساعت: 11:46

گلچین اس ام اس عاشقانه تنهایی

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم


دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا هی دوست با من باش که من تنهاترین تنهای شهرم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دعا کن دلم بوی باران بگیرد و این درد جانسوز درمان بگیرد

دعا کن دلم رنگ آیینه گردد و تنهایی از عشق پایان بگیرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به پندار تو : جهانم زیباست ، جامه ام دیباست ، دیده ام بیناست ، زبانم گویاست ،
 قفسم هم طلاست ، به این ارزد که دلم تنهاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه
 بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
.(دکتر علی شریعتی)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ،
 رو پیشانی من چیزی نیست ، غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

منم تنهاترین تنهای تنها  اسمتو می نویسم روی شن ها
باد میاد اسمتو پاک میکنه کارم شده در این صحرای غمها

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نکنه خدا نکرده سفر بهت بسازه ، عوض کنه هواتو آب و هوای تازه ، نکنه
خدا نکرده یادت نمونه اشکام ، یادت بره چه خستم یادت بره چه تنهام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس ، بند ، بندم همه در حسرت یک پرواز است
 من به پرواز نمی اندیشم ، به تو می اندیشم ، که زیباتر از اندیشه یک پرواز است

 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برو ولی اینو بدون هر جا باشی دوست دارم ، هنوز برای دیدنت رو رویاهام پا میزارم ، دل منو شکستی وقتی تنهام گذاشتی ، کاش می دونستم که تو هیچوقت دوسم نداشتی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم  نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم
دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمی گیره نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره
حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی توی تنهایی می پوسم نمی ذارم که برگردی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام ، پیاده ، این تو و این پینه های پای من ، حالا
 بگو در این تراکم تنهایی ، مهمان بی چراغ نمی خواهی??

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خداوندا تو تنهای منم تنهای تنها ، تو یکتایی و بی همتا ولی من نه یکتایم نه بی همتا ،
فقط تنهای تنهایم و محتاج نگاه تو

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما ، همه از من گریزانند ، تو هم بگذر از این تنها


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان
 و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 17 / 6 / 1391 ساعت: 11:40

 

اس ام اس زیبا

 

24570

چــقدر دلَم گرفته از دار دُنيا !!!
يــه خـُدا داريم که اونم ما رو پاک فراموش کرده ...
نمي گه يه دلبري اون پايين پايين ها داريم که هـر روز داره صدام مي زنه
مي دونم اون صدامو مي شنَوه ...
داره جوابـَـم رو مي ده ...
اين منم که نمي تونـَم صداشُ بشنوم ولي اون قدر صداش مي کـُنم که بتونم صداشــو بشنوم
که بهم بگه هنوز واسـَش عزيزم مثل اون مـوقـع ها کـه هـنـوز جـايـي رو زمـيـن نــداشتم...

24569

نبودنت هستیمو نابود میکرد
ولی حالا بودنت . . .
میشه نباشی ؟ ؟ ؟

 

24568

مانند شیشه
شکستنـــــم آسان بـــود . . .
ولی
دیگـــر به مــن دست نزن
این بار زخمی ات خواهم کرد

24567

نگـــــــران نباش،
حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام
دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم
آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست
آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود
راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم
حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب

 

24566

مدتیست فکرم درد می کند...دکتر ها می گویند: توده ای از حرفهای ناگفته در سر دارم...

24547

در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور
حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور
گردش چرخ نگردد به مراد دل کس
غم بی مهری آن مردم بی عار مخور

 

24545

تو را گم کرده ام امروز
و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند
و چشمانم که تا دیروز به عشقت میدرخشیدند
نمیدانم چه غمگینند
برایم چشمهای روشن تو
چراغ روشن شب بود
نمیدانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی؟
که من بی تو هزاران بار هر لحظه میمیرم...

 

24542

گر گرد کسی بسیار گردی
گرچه بس عزیزی ، خوار گردی . .

 

24541

سکوت ميکنم
نه به احترام آنان که از فريادم خسته شدند!
نه براي آناني که به دنبال سکوتم هستند!
نه براي دل او که ميخواهد با سکوتم،مرا بشکند!
و نه براي بودني تکراري
سکوت ميکنم،
چون صداي تو را در سکوت مي شنوم
تو که تمام دنياي پر از فريادم را به يکباره خاموش کردي،
و به من سکوت را هديه دادي..

 

سرم درد میکند برای دردسر!
و تو میدانی آنقدر دوستت دارم
که حتی اگر سرم به سنگ بخورد
یا سنگ به سرم !!
از این دوستت دارم دست بر نخواهم داشت

 

24539

دلم را اشتباهی بردی...
فراموش کن....!
حتی برای دادنش هم برنگرد.......
.......از آن هم گذشتم........!!!

 

24538

گاهـــــی آدم دلـــــش میخواهد
کفش هایش را در بیاورد،
یواشکــــی نوک پا نوک پا
از خودش دور شـــــــــود،
بعد بزند به چاک
فرار کند از خودش ..

 

24537

دلم تنگ است ...
پرواز میخواهم؛
تا كجایش را نمیدانم؟
از زمین و آدمهایش بیزارم ...

 

24536

لــــــــحظه های ســــکوتم؛
پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند
مــــــملو از آنــــــچـــه
مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم
و
نــــــــــــمی گـــــویم...!!!

 

24505

مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند ....
وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 17 / 6 / 1391 ساعت: 11:25


Love is Pure

Love is Sure

Love is sweet poison

that Doctors can’t cure

عشق یعنی پاکی

عشق یعنی اطمینان

عشق یه زهر شیرینه

که دکتر ها نمیتونن درمانش کنن!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
There are 3 steps to happiness:

1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eteity

سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره :

۱- تو   ۲- من   ۳- قلبامون….و بعد ابدیت!
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
greatest words : I dun wana los U

pleasant words : I care for U

sweet words : I admire U

wonderful words : miss U

most important word : YOU

5 تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم.

۴ تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی.

۳ تا کلمه ی شیرین : تورو تحسین میکنم.

۲ تا کلمه ی شگفت انگیز : دلتنگت هستم.

۱ کلمه که از همه مهمتره : “تو

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 11 / 6 / 1391 ساعت: 0:44

از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

--------------------------------------

سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ... بی خبر باشی و از دوست پیامی برسد

--------------------------------------

پیامت زیبا ، مرامت بی همتا ، دوستیمون پا برجا ، به یادتم همه جا..!

--------------------------------------

چه کنم ای دوست که تو سلطان جهانی و من درویش خرابات تو ارباب وفایی و من نوکر ارباب

 

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 11 / 6 / 1391 ساعت: 0:41


خصوصیات آدم های خوش قیافه

۱٫ کم حافظه هستن

۲٫ دومیش چی بود ؟ … چی بود …! اَه یادم رفت … !

.

.

.

اس ام اس خنده دار مرداد

نمیدونی در نبودنت چه ها کشیدم

دو سیب آلبالو

آلبالو نعنا

هلو نعنا

خلاصه که جات خالیه !

.

.

.

جوک و اس ام اس جدید

یک خروس آگاه در گفتگو با خبرنگار راد اس ام اس

آقا ما زمان قدیم با هزار تومن زن گرفتیم!

الان با هزارتومن نوکم نمیدن !

.

.

.

جوک خنده دار

طبق آخرین آمار

آدم ها دو دسته هستند :

” دوستت دارم ها ” … و ” منم همینطورها ”  !

.

.

.

اس ام اس خنده دار

رئیس : ساعت چنده ؟

کارمند: ۹

رئیس : شما باید ۸ پشت میزت باشی

کارمند : امروز چندمه؟

رئیس : هشتم

کارمند : باید یکُم حقوقم تو حسابم باشه !

.

.

.

از مزایای دانشگاه های ایران این است که

دخترا اگر بعد از ۴ سال هیچی نشدن

حداقل یک آرایشگر خوب میشن !

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 11 / 6 / 1391 ساعت: 0:38

طرف دندونش درد می کرده میره دکتر میگه:

همه رو بکش بجز اونی که درد می کنه !

دکتر میگه چرا ؟
میگه: بذار مثل سگ تنها بمونه !

.

فارسی: دوست دارم

 انگلیسی: آی لاو یو

 فرانسه: ژ تم

 اسپانیول: ته آمُ

 ایتالیایی: تی آمُ

 آلمانی:ایش لیبه دیش

 دخترونه: بولولو مولی گوجی بوچ بوچ!

.

این حرف بزرگمهر که می گفت

“سحرخیز باش تا کامروا شوی” رو زیاد جدی نگیر

دور و بر ما، سحر خیز ها یا کله پز شدند یا نانوا !

.

.

دست خط دکتر !

چیزی که تو می بینی:

چیزی که داروخانه می خونه : آسپیرین ۵۰۰ میلی گرم !

.

.

.

عشق به شکل پرواز پرنده ست ولی شاعر دقیقن ذکر نکرده کدوم پرنده

لاشخور یا کرکس یا جغد !

.

.

.

خــدایــا مــارو بُـکـش ، بــچـه هـای مـــارو بُـکــش

اقــوام ِ مــارو بُـکـش ، پــدر و مــادر ِ مــارو بُـکـش

خـدایـا اصـلا هــر چـی مــار تــو دنـیــاســت بُـکــش !

.

.

.

غضنفر میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟

گارسون : آره

میگه : دونش بدین نمیره !

.

.

.

شمارم توگوشیت تارعنکبوت گرفته

(طرح خجالت دادن بی وفاها)

 

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 11 / 6 / 1391 ساعت: 0:35

این برای بلوچهای منطقه فرصت مناسبی بود. سردار این منطقه بهروزخان نام داشت وی قاصدی روانه کرد و به سران طوایف گمشادزهی و یاراحمدزهی اعلام نمود که ارتش دایر قصد عبور از منطقه را دارد. بدین ترتیب تفنگچی های این دو قوم گردنه دره نالک را مسدود نموده  و منتظر انگلیسی ها شدند. در نبرد سختی که روی داد بلوچها دو کشته دادند ولی توانستند با استفاده از موقعیت کوهستانی منطقه نیروهای دایر را سرکوب کنند و این افسر انگلیس را برای همیشه از ایران بیرون برانند. در مجموع نبردهای بسیاری بین انگلیس و بلوچ ها رخ داده است که حافظه مردم محل خاطراتی چند از آن را به یاد دارد. یکی از آنها خاطره شهادت پهلوان سردار ایل گمشادزهی می باشد. این سردار بلوچ هنگامی که برای جنگ عازم می گردید غسل کرده و دستور داد تا گاوی قربانی کنند و دعا کرد که خداوند شهادت را نصیب وی کند . از قضا دعای وی نیز پذیرفته شد و در یکی از نبردها به شهادت رسید و در محلی به نام گزک به همراه دیگر شهدای بلوچ به خاک سپرده شد. دیگری خبر رسانی توسط پیک بهروزخان که لالخان شهلی بر نام داشت. می گویند وی سریع ترین مرد بلوچ بوده است بطوری که این خبر را در کمترین زمان و با پای پیاده به اردوی یاراحمدزهی ها رسانده است. و صدها نکته دیگر و حماسه هایی که مردان بلوچ در سرحد آفریدند. 

 

بلی آنان که از این  پیش   بودند                      چنین بستند راه ترک و تازی

 

از آن این داستان گفتم که امروز                     بدانی قدر و بر هیچش نبازی

 

به پاس هر وجب خاکی از این ملک                 چه بسیارست آن سرها که رفته

 

زمستی بر سر هر قطعه زین  خاک                   خدا داند  چه  افسرها  که  رفته

 

و امروز دولتمردان کنونی به جای پاس داشت این بزرگان کسانی را بر آنان مسلط کرده اند که آن روز هیچ جانفشانی از خود نشان ندادند. بلوچ قومی است که به قدمت تاریخ تاریخ از خود گذشتگی دارد. آری امروز نه تنها یادی از آنها نمی شود بلکه اقوام بلوچ چون یاراحمدزهی گمشادزهی و اسماعیل زهی به عنوان شرور معرفی می شوند و محروم از تمامی حقوق شهروندی هستند.

 

 

 

نادر شاه افشار و منطقه سرحد و بلوچستان:

 

برای بررسی این موضوع کتب بسیاری را مطالعه نمودم و در ضمن این مطالعات به این نتیجه رسیدم که ناحیه ای در بلوچستان بنام سرحد به طور کلی در یک برهه 500 ساله از تاریخ بلوچستان محذوف گردیده است. وقایع اندکی که ذهن مردم سرحد آن را به یاد دارد عبارتند ازسفر نادر شاه به منطقه و سپردن حکومت خاش به شخصی بنام بایی خان ( نادر شاه افشار ارادت خاصی به مردم منطقه بلوچستان داشته است این ارادت را می توان در چند جا دید 1- سپردن حکومت سرحد به میر بایی خان 2- سپردن حکومت مکران به پدر زن بلوچش میر مبارک3- انتخاب یک فرد بلوچ به عنوان  فرمانده لشکر ایران و سپس سپردن حکومت افغانستان به این بلوچ (احمد خان درانی ) که موسس دولت افغانستان بوده است.4- انتصاب سردار عبدالله خان براهویی به فرماندهی سپاه ایران در جنگ با هند و سپردن حکومت منطقه کلات به وی. ) آنچه از تاریخ بجای مانده است حکایت سفر نادر شاه و گذر ایشان از منطقه سرحد است. نادر شاه افشار در سفری که به سرحد انجام می دهد در تفتان اطراق می کند . ظاهرا مسئول حکومت این منطقه شخصی است بنام میر بایی خان. که از نزدیکان دربار صفوی و شیعه مذهب می باشد. می گویند میر بایی خان از نوادگان حسین کرد شبستری پهلوان نامی ایران بوده است که در عهد شاه سلطان حسین آخرین شاه رسمی صفویان با حکمی که شاه عباس به پدر بزرگش داده است به دربار صفوی می رود . و آنجا به عنوان فردی که حامی نشر تشیع در بلوچستان و سر حددار منطقه بوده مورد استقبال شاه قرار می گیرد. در نهایت میر بایی خان با یکی از شاهزادگان صفوی ازدواج نموده و با حکمی دیگر به سرحد باز می گردد . حال نادر شاه می خواهد این پیر مرد داعیه دار حکومت سرحد را که سر و سری با دربار صفوی داشته است تنبیه کند. در نیمه های شب سر و صدای بسیار قور باغه ها و آبزیان امان نادر را می برند و خواب را برایش حرام می کنند . نادر فورا دستور می دهد بزرگ منطقه را حاضر نمایند . پس از حضور وی نادر دستور می دهد فورا به قورباغه های منطقه ات دستور بده که خاموش شوند و گرنه فردا تو را دار خواهم زد . مدتی بعد تمامی صداها خاموش می شوند ونادر به خواب می رود . صبح فردا پیر مرد را می آورند و نادر از وی می پرسد که چگونه سر صدای دیشب را خاموش نمودی؟ و ایشان در جواب می گویند که کاری بسیار ساده بود . روده های گوسفندانی را که لشکریان شما آنها را برای شام سر بریده بودند داخل نهرهای آب ریختم و این باعث شد تا آبزیان گمان کنند که مارهایی در آب هستند و از ترس شکار شدن ساکت شدند. نادر از این همه ذکاوت خوشش آمد و دوباره حکم حکومت سرحد را برایش تایید نمود. و در ضمن دستور داد تا سرحد که تا آن زمان منطقه تاخت و تاز یاغیان بود امن شده و در مرکز آن شهر خاش بنا شود. شاید یکی از دلایل گذشت نادر شاه از میر بایی خان کرد بودن هر دو است. حکومت اکراد در منطقه سرحد در دیگر اسناد تاریخی نیز یاد شده است. البته حکایت دیگری نیز از عهد نادر داریم . نادر شاه که برای مقابله با سپاه هند به این منطقه لشکر کشی می کند در نبرد اول خود شکست می خورد. علت اصلی شکست وی ترس اسب های سپاه از فیل های هندی بوده است. سپاهیان هندی توسط فیل های خود موجب رم کردن اسب های سپاه نادر شده و وی به منطقه بلوچستان امروزی عقب می نشیند. در این منطقه یکی از بلوچهای زیرک به وی پیشنهاد خوبی می دهد . وی می گوید این بار سپاه نادر به جای استفاده از اسب از <** ادامه مطلب...

برچسب: نویسنده: محسن بزرگزاده تاريخ: 4 / 6 / 1391 ساعت: 1:26

صفحه بندی